آیا جدایی دین اسلام از سیاست امکان پذیر است

غلام همت آنم که زير چرخ کبود        زهرچه رنگ تعلق بگيرد آزاد است

 

درمورد رابطه دین وسیاست ازبدوپیدایش دین تا کنون بحث های زیادی شده وذهن بسیارکسانی را به خود مشغول داشته است.افرادزیادی تعریف های مختلف ومتضادی نظربه شرایط وموقعیت  ازرابطه دین وسیاست داده اند.

من دراین نوشته کوتاه قصد این را ندارم تا به بررسی ان تعریف ها بپردازم. فقط می خواهم با توجه به ایه های قران به این سوال پاسخ دهم که ایا اصولا جدائی دین- دین اسلام- ازسیاست امکان پذیر است یا نه؟

در موردجدائی دین ازسیاست حتی بین خود روشنفکران دینی وگروههای مختلف اسلامی اختلاف نظرات زیاد و کمی وجود دارد. اما این اختلاف نظرها هیچ کدام به حدی نیست که باور مندی انها را به ارزش دهی به ارای عمومی وخواست مردم نشان دهند. اما این تفسیر های غیرواقعی از دین موجب تداوم و طولانی شدن عمرحکومت اسلامی بالای مردم می شود.

یکی از کسانی که درمورد جدائی دین از سیاست نوشته ها و سخنرانی های زیادی داشت، مهدی بازرگان بود.

درمجموع ان عده ی که ازعدم رابطه دین وسیاست سخن گفته اند به این نظر استند که یک سری مسایل مربوط به اخرت انسان می شود و یک سری مربوط به دنیا – و دین تنها مربوط به ان دسته اول  مانند پرستش و رابطه  روحانی انسان با خدا … بوده و سیاست مربوط به روابط اجتماعی و سیاست و اقتصاد وحکومت است.

مرتضی مطهری یکی از روشنفکران اسلامی که نقش بزرگی در پیروزی انقلاب اسلامی ایران داشت درکتاب امامت و رهبری می گوید:» تنها در یک صورت است که مى‏توان مسأله حکومت را ازدین درآیین اسلام جدا کرد و آن هنگامى است که بتوان پیوند جسم را از روح آدمى گسست و با این وصف او فردى زنده و منشأ اثر باشد! نسبت این دو با هم نسبت «روح و بدن» است، این روح و بدن، این مغز و پوست باید به یكدیگر بپیوندند. فلسفه پوست حفظ مغز است. اگر این پوست از مغز جدا باشد، البتّه مغز گزند می‎بیند و پوسته خاصیتی ندارد. باید سوخته و ریخته شود».*

مطهری دین اسلام را یگانه دینی می داند که درامورزندگی مردم مداخله کرده و رابطه تنگاتنگی با سیاست دارد. به همین ترتیب خمینی رهبر انقلاب ایران درکتاب تحریر الوسیله می نویسد که :» «آن کس که خیال مى‏کند دین از سیاست جداست، او ناآگاه است که نه اسلام را شناخته و نه سیاست را». «تشکیل حکومت توسط پیامبراسلام ‏وعلى بهترین دلیل بر همگرایى دین و سیاست است.خمینی دراثر دیگرش به نام صیفه نوردرمورد رابطه دین و حکومت می نویسد که:» سنت و رویه پیامبر دلیل بر لزوم تشکیل حکومت است، زیرا اوّلاً خود تشکیل حکومت داده و به اجراى قوانین و برقرارى نظامات اسلام پرداخته و به اداره جامعه برخاسته، والى به اطراف فرستاده… و قاضى نصب مى‏نمود». از سوى دیگر- ائمه‏علیهم‏السلام- درصدد تشکیل حکومت بودند وحکومت را حق خود مى‏دانستند. از این رو توسط حاکمان ستمگر شکنجه و شهید مى‏شدند. در کلمات معصومان‏ هم به ضرورت تشکیل حکومت سفارش شده است و هم به رابطه دین و سیاست.

اما تعداد کمی ازنویسندگان دینی – اسلامی مانند مهدی بازرگان مسایل دین را به انچه از دسترس دانش بشری خارج است اختصاص می دهند و می گویند که چون سیاست دردسترس دانش است و مردم می توانند بدون دین نیز زندگی خود را سیاست کند بنا دین نباید از ان سخن بگوید.

سخنان  بالا درمورد جدائی دین از سیاست ممکن است در بعضی از ادیان دیگر درست باشد اما متاسفانه اگر ما بخواهیم که هم مسلمان بمانیم و هم مطابق به ارزش های ثابت شده ی عقلی و انسانی شرایط و زمان کنونی زندگی کنیم و دین هم از سیاست جدا باشد – این امکان پذیر نیست.  ما با خواندن قران وتاریخ اسلام از زمان محمد تا کنون به روشنی متوجه می شویم که دین اسلام و ایه های قران و دستورات محمد هیچگونه راهی برای جدائی  دین از سیاست نگذاشته و اسلام بیشتر ازهردین دیگری سیاست زده است. همین سیاست زده گی های دین اسلام بوده که موجب پسمانی بسیاری ازکشورهای اسلامی در زمینه های مختلف  فرهنگ ،دانش و فن اوری ، اقتصاد و سیاست شده است. 

اکثریت مردم عادی مسلمان و حتی تعدادی از تحصیل کرده ها به این نظر اند که دین اسلام خود هیچگونه مشکلی ندارد و بسیاری از مشکلات درجامعه اسلامی برخاسته از هوی و هوس های شخصی رهبران مذهبی و سیاسی انها است که موجب بد نامی اسلام می گردد. اما درحقیقت مشکل تنها رهبران مذهبی و سیاسی نیست بلکه همان آموزش های نیزاست که برخواسته ازبطن قرآن و زندگی محمد می باشد.

غزوات یا حملات راهزنانه محمد دراوایل اسلام به کاروان های تجارتی مکی ها برای امرار معاش پیروان اش بی شباهت به حمله های طالبان به کاروان های تجارتی در زمان کنونی نیست ویا ملاحظات سياسی و نظامی نظير محاسبهء قدرت رقبا، تنظيم استراتژی ها و تاکتيک های جنگی، ائتلاف های موضعی، مصالحه های از سرمصلحت با قبیله های مختلف عرب، پيمانهای تاکتيکی عدم تهاجم با قبايل بی طرف مثل پیمان صلح حدیبیه بین محمد وقریش،گرفتن اسير سياسی وازدواج های سياسی وبلهوسانه محمد تماما شباهت های زیادی به گروهای اسلامی چون طالبان و دیگرگروه های اسلامی دارد.

از طرف دیگر درنوشته های قران – دنیا و اخرت با هم رابطه تنگاتنگی دارد که هررفتار انسان در این دنیا  تاثیر مستقیمی روی زندگی ان دنیای خیالی که پرازحوروپری  و جوی های شراب است ،می گذارد.

به همین ترتیب دستورات ناقض و غیر علمی و عملی قران و محمد باعث شده است که اسلام به سیاست، جهان بینی ، اقتصاد، اخلاق و حتی تکنولوژی و علوم طبیعی رابطه  داشته و سدی در مقابل پیشرفت مردم و کشورهای اسلامی گردد. سخنان اخیر خامنه ای رهبر ایران در مورد غیر اسلامی بودن علوم طبیعی با اموزش های اسلام حرف برخواسته از قران و دید درست دینی است.

 در بسیاری از کتاب های چاپ شده در اکثر کشورهای اسلامی تعریفی که از ماده داده اند به این شکل است:» هر ان چیزی را که خداوند متعال خلق کرده است ماده گوید». به همین شکل انسان شناسی  را به پیدایش ادم  وحوا بسته اند….

دین اسلام با ادعای کامل بودن  که دربرگیرنده تمام ابعاد زندگی انسان است و دعوای خوشبخت نمودن انسان را هم در این دنیا دارد و هم دران دنیا موجب شده که زندگی انسان های زیادی را دراین دنیا به ذلت و بدبختی بکشاند و جلوه های بارز دخالت دین در امور حکومت را می توان در احکام زیر مشاهده کرد:

1-    احکام مربوط به جهاد و نیروهای مسلح و جنگ و تقسیم غنایم جنگی . گرفتن جزیه از غیر مسلمانان…

2-    حکم های درمورد قصاص و دیات وارث …

3-    درمورد امر بمعروف و نهی از منکر و…

4-    حکم های در مورد معاملات وتجارت..

5-    خمس و ذکات…

6-    قانون هم که توسط خود الله گذاشته شده وبرای همیشه وهرجا بوده وقابل تغیرهم نیست…

7-    مشروعیت حکمرانی یک شخص نه با انتخابات و از طریق ارای مردم بلکه ازطرف خدا داده می شود…

ایه های که نشان دهنده دخالت دین درسیاست دارد :

آیه 60 سوره انفال: وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ…

سوره حدید، آیه 35. «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» ما همه پیغمبران را با دلایل روشن فرستادیم و با آن‎ها كتاب و مقیاس فرود آوردیم…

طبق آیات قرآن، احكام اسلام محدود به زمان و مكان خاصی نیست و تا ابد باقی و لازم الاجرا است…

 برای نمونه رجوع كنید به: آیه 52 سوره ابراهیم، آیه 2، سوره یونس، آیه 49، سوره حج،‌آیه 40، سوره احزاب و آیه، 70 سوره یس…

نسا 141 … ولن یجعل الله الله للکافرین علی المومنین سبیلا….

ایه های ازاین  دست در قران خیلی زیاد است که از حوصله از این نوشته خارج است.

درمجموع ایه های قران بیش از انکه جنبه های شخصی داشته باشد بیشترا اجتماعی و عمومی است .

نوشته امشب را با شعری از ان رند پارسی گو به پایان می برم ..

 

مباش در پی آزار و هر چی خواهی کن

که درطریقت ما غیرازاین گناهی نیست

 

 

ادامه دارد

Advertisements

5 پاسخ to “آیا جدایی دین اسلام از سیاست امکان پذیر است”

  1. کاوه عزیز باسلام و کلام: خوب همانگونه که خود گفته ای، قصد تعریف نیست، من هم نمی خواهم که تکرار اند تکرا بنویسم، هر مکتیبی زمانیکه شروع به حرکت میکند، کوشش دارد که مطابق صلیقه ها بعضی از موضعات را در درونش خلط کند و یا در بطنش بازپروری کند و تا با آن چند صباحی زنده بماند. بیشک که اسلام هم چنین کرده. اگر به اسلام با دید انتقادی بنگریم، در میابیم که محمد از همان آغاز به دنبال خلط کردن بعضی از سنت های ادیان دیگر در درون دینش بر آمده و بعد با مشوره های سلمان فارس، چیز های را باز پروری کرده، احکام خوبی که از دین زردشت با مشوره همین سلمان فارس، در دین اسلام درج شده، نشانگر این است که اسلام را تا حدی دین صلح و آرامش میکند. ولی زمایکه پیامهای زردشتی دین اسلام از آن بیرون شود دیگر دین اسلام، همان دین است که پیشتر از آن در سرزمین اعراب بادیه نشین ابداع شده.
    دین اسلام که پایه اش به گفته مسلمین، بر اساس مادیت و معنویت است، در زمان حکمروایی آن باید هردو مری الاجرا باشد، زمانیکه بخش مادی آنرا از این دین جدا کنیم، بحث های به همان حد پیش پا افتاده ای مطهری و خمینی در میان جوانه میکند و کوشش می شود که از دایره باید بیرون کسی سر نکشد. چون با سرکشی فهمیده می شود که اسلام سیاسی چه معنی دارد. من زمانی کتابی از باقر مومن نویسنده ایرانی زیر نام» اسلام سیاسی و حاکمیت سیاسی در ایران» خواندم که در آن همین چیز های که حالا شما بر شمده اید، با وضاحت تمام، از دید مارکسیستی اش مطرح شده و به خواننده دقیق یاد می دهد که چگونه باید با اسلام بر خورد کرد.
    چیز ها برای گفتن در این زمینه زیاد است و زمان برایم خیلی ناچیز. تو هم بجا نگاشتی و خیلی علمی بررسی کرده ای. در این راه نویسنده می خواهمت.
    حال بدرود….

  2. کاوه عزیز درود برشما !
    دیر شده خبری ازت نیست ، امیدوارم خوب وسالم باشی.
    نوشته ات را خواندم.

    امیدوارم بازهم بهترین هارا ازت بخوانیم.
    شادباشی واستوار.

  3. سلام جناب غرجی و سال نو میلادی مبارک
    بحث اصلی اینست که خود دین حالا هرکدام باشد آیا برای جامعه بشری تا حالا مفید بوده است یا مضر، و ازین ببعدش نتیجه خواهد داد
    بهر حال
    با شعر تازه در خدمتم

  4. سلام دوست گرامی!
    در چکیده ها با یک شعر گونه در انتظارم.
    نقد و نظر تان از ما دریغ نفرمایید.
    سپاس!
    منتظرم

  5. سلام
    با سفره سانی به میزبانی حضور شما نشسته ام
    بدرود

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: