بایگانیِ ژوئن, 2010

جرگه های که جنگ می اورد

Posted in Uncategorized on ژوئن 10, 2010 by Kawa Gharji

جرگه مشورتی صلح به پایان رسید،اماحملات انتحاری ونا امنی ها درافغانستان، شدید تر از قبل ادامه دارد. دراخرین حملات انتحاری و راکتی طالبان حدود ده سرباز ناتو به قتل رسیده و کشتار مردم بی گناه و بی دفاع همچنان توسط طالبان درغزنی وناهور و… به نام کوچی ادامه دارد.

درمورداینکه مردم افغانستان ازجنگ خسته شده اند هیچ شکی وجود ندارد،امابرگزارنمودن چنین جرگه های پرهزینه، نه تنها باعث اوردن امنیت درافغانستان نشده بلکه دربدترنمودن وضعیت امنیتی و دل جرات وانگیزه دادن به طالبان نقش زیادی داشته است.

ساختن کمیسیون تحکیم صلح به ریاست مجددی وجرگه ای که سال گذشته به خاطرکشانیدن طالبان پشت میزمذاکره و شریک ساختن انهادرقدرت صورت گرفت هیچ کدام کمکی دربهتر شدن وضعیت امنیتی نکرده است. دربسیاری ازمواقع ان تعداداززندانیان طالبان که توسط کمیسیون تحکیم صلح ازاد شده است، دوباره به طالبان پیوسته و باردیگردربمبگذاری ها شرکت نموده اند.

قدرت گرفتن مجدد طالبان بیشترابه خاطرحمایت حلقات خاص دردرون حکومت افغانستان ، فساد اداری ونا کارایی دولت  ومهم ترین آن ناسیونالیزم پشتونی وبرنامه های خود اقای کرزی است.

درطی این چند سال هزاران نفر بی گناه توسط طالبان درشهرهای مختلف افغانستان به قتل رسیده و می رسد. درزمان حاکمیت طالبان نیز هزاران نفر دیگربه صورت دستجمعی به قتل رسیدند که گورهای انها تازه بعد از گذشت این سالها پیدا می شود. اما هرباربعد ازهرحمله انتحاری وبمب گذاری ها توسط این گروه ، اقای کرزی می ایدوان بیانیه همیشه گی اش را با ان جملات مزخرف و تکراری که : «ما این عمل دشمنان این خاک را محکوم می کنیم»  وبعد ازگذشت چند روز،باردیگرازان برادران ناراضی و مواد مخدر فروش خود می خواهد که پشت میزمذاکره بنشینند و دست از جنگ بردارند.

من درتمام این سالها هیچ گاه نشنیده ام که اقای کرزی به صورت مشخص و با نام بردن طالبان، اعمال طالبان را محکوم نماید و از جانب دیگر طالبان بعد ازهرحمله انتحاری و بمب گذاری که دران ده ها نفر از مردم بیگناه به قتل می رسد مسوولیت حمله را دوش می گیرند.

درمصاحبه ای که پیش از برگزاری جرگه مشورتی صلح یکی ازخبرنگاران بی بی سی با فاروق وردک داشت سوال جالبی می کند که عینا نقل می کنم:

خبرنگار بی بی سی :اما اين موضوع تا حدودی مشخص است. طالبان عليه دولت شما می جنگند. حزب اسلامی هم در برخی نقاط عليه دولت شما می جنگد. بنابراين مشخص است

فاروق وردک: ببخشيد اما من نه با نام طالبان موافق هستم و نه با نام حزب اسلامی. من نمی فهمم شما چه کسی را طالب می گوئيد. کسی که از مدرسه دينی فارغ التحصيل شده طالب است؟ من هم از مدرسه دينی فارغ شده ام. آيا شما را مرا طالب می دانيد؟ کسی که امروز عمال بيگانه شده و در دست بيگانه است او را هم طالب می گوييد؟ ما آنها را طالبان نمی دانيم.

طفره رفتن مقامات حکومتی ازجواب دادن صریح و درست به سوال خبرنگاران واسم نبردن مشخص ازطالبان که درنا امنی ها دست دارند و دشمن مشخص و معلوم برای امنیت وتمام ارضی و ابرو وعزت افغانستان است نشانه بیماری ناسیونالیزم دراندیشه این افراد می باشد.

بقیه جواب های اقای وردک به سوال این خبرنگاراین شک را در ذهن نا اشنا با مسایل افغانستان می اورد که دولت افغانستان بعد از 10 سال جنگ با طالبان و کشته شدن هزاران نفر ازاردوی ملی و پولیس و نیروهای خارجی و ملیون ها دالر هزینه ، هنوز نمی داند که با کی می جنگد و جرگه مشورتی صلح قرار است برای یافتن راه حل برای مذاکره و صلح با ملی سرخک برگزارشود.

کرزی و مقامات حکومتی- استفاده طالبان ازمردم را به عنوان سپردفاعی، حملات انتحاری، بمب گذاری، استفاده ازنوجوانان وکودکان -برای حملات انتحاری و نظامی گری، پامال نمودن حقوق قانونی و انسانی مردم تحت کنترول شان ،حمله به خانه ها و چور و چپاول خانه ها و کشتار مردم بهسود، غزنی و .. که ظاهرا زیر نام کوچی صورت می گیرد ،را هیچگاه محکوم نکرده است و بعد از این نیزنخواهد کرد.

روشنفکران پشتون ، چنانچه قبلا نیز به شکلی ازطالبان حمایت می کردند و هیچگاه نوشته بر ضدانها ننوشته اند و اعمال انها را محکوم نکردند حالا نیز در برابر تمامی این جفا ها سکوت می کنند.

اگرازهمان سال های اول با طالبان برخورد جدی صورت می گرفت و بمب گذار های طالبی را به جای پاداش و ازاد نمودن، در ملا عام اعدام می کردند، حالا ما گرفتار چنین مشکلاتی نبودیم.

اما مشکل کرزی در این است که از یک طرف نمی خواهد پشتون ها طالب  یا طالب های پشتون کشته شود واز طرف دیگر خودش محبوبیت چندانی بین قوم خود ندارد تا به حرفهایش گوش دهند.

تا زمانی که با طالبان برخورد قاطع نظامی صورت نگیرد و با ناسیونالیزم پشتونی مبارزه نشود  نا امنی ها در افغانستان همچنان ادامه خواهد داشت.

چون می گذرد غمی نیست

Posted in Uncategorized on ژوئن 3, 2010 by Kawa Gharji

در این روزها خسته، گیج و سر درد وو سرگردانم.

از دیروز تا هنوز باران می بارد و قرار است فردا هم به همین شکل باشد. شب وقتی خوابیدم می خواستم هرگز بیدار نشوم .اما چون قرار نیست که هر چی را من می خواهم همان شود .

شنیده بودم که سمارق ها بعد از باران می روید. صبح وقتی از خواب بیدار شدم برای چیدن سمارق رفتم . بعضی از این سمارق های سمی انقدر زیبا بودند که مطمن شدم ، اگر چندبار دیگر  در این جنگل بیایم حتما فریب انها  را می خورم و می میرم.  پس به امید ان روز