جرگه های که جنگ می اورد

جرگه مشورتی صلح به پایان رسید،اماحملات انتحاری ونا امنی ها درافغانستان، شدید تر از قبل ادامه دارد. دراخرین حملات انتحاری و راکتی طالبان حدود ده سرباز ناتو به قتل رسیده و کشتار مردم بی گناه و بی دفاع همچنان توسط طالبان درغزنی وناهور و… به نام کوچی ادامه دارد.

درمورداینکه مردم افغانستان ازجنگ خسته شده اند هیچ شکی وجود ندارد،امابرگزارنمودن چنین جرگه های پرهزینه، نه تنها باعث اوردن امنیت درافغانستان نشده بلکه دربدترنمودن وضعیت امنیتی و دل جرات وانگیزه دادن به طالبان نقش زیادی داشته است.

ساختن کمیسیون تحکیم صلح به ریاست مجددی وجرگه ای که سال گذشته به خاطرکشانیدن طالبان پشت میزمذاکره و شریک ساختن انهادرقدرت صورت گرفت هیچ کدام کمکی دربهتر شدن وضعیت امنیتی نکرده است. دربسیاری ازمواقع ان تعداداززندانیان طالبان که توسط کمیسیون تحکیم صلح ازاد شده است، دوباره به طالبان پیوسته و باردیگردربمبگذاری ها شرکت نموده اند.

قدرت گرفتن مجدد طالبان بیشترابه خاطرحمایت حلقات خاص دردرون حکومت افغانستان ، فساد اداری ونا کارایی دولت  ومهم ترین آن ناسیونالیزم پشتونی وبرنامه های خود اقای کرزی است.

درطی این چند سال هزاران نفر بی گناه توسط طالبان درشهرهای مختلف افغانستان به قتل رسیده و می رسد. درزمان حاکمیت طالبان نیز هزاران نفر دیگربه صورت دستجمعی به قتل رسیدند که گورهای انها تازه بعد از گذشت این سالها پیدا می شود. اما هرباربعد ازهرحمله انتحاری وبمب گذاری ها توسط این گروه ، اقای کرزی می ایدوان بیانیه همیشه گی اش را با ان جملات مزخرف و تکراری که : «ما این عمل دشمنان این خاک را محکوم می کنیم»  وبعد ازگذشت چند روز،باردیگرازان برادران ناراضی و مواد مخدر فروش خود می خواهد که پشت میزمذاکره بنشینند و دست از جنگ بردارند.

من درتمام این سالها هیچ گاه نشنیده ام که اقای کرزی به صورت مشخص و با نام بردن طالبان، اعمال طالبان را محکوم نماید و از جانب دیگر طالبان بعد ازهرحمله انتحاری و بمب گذاری که دران ده ها نفر از مردم بیگناه به قتل می رسد مسوولیت حمله را دوش می گیرند.

درمصاحبه ای که پیش از برگزاری جرگه مشورتی صلح یکی ازخبرنگاران بی بی سی با فاروق وردک داشت سوال جالبی می کند که عینا نقل می کنم:

خبرنگار بی بی سی :اما اين موضوع تا حدودی مشخص است. طالبان عليه دولت شما می جنگند. حزب اسلامی هم در برخی نقاط عليه دولت شما می جنگد. بنابراين مشخص است

فاروق وردک: ببخشيد اما من نه با نام طالبان موافق هستم و نه با نام حزب اسلامی. من نمی فهمم شما چه کسی را طالب می گوئيد. کسی که از مدرسه دينی فارغ التحصيل شده طالب است؟ من هم از مدرسه دينی فارغ شده ام. آيا شما را مرا طالب می دانيد؟ کسی که امروز عمال بيگانه شده و در دست بيگانه است او را هم طالب می گوييد؟ ما آنها را طالبان نمی دانيم.

طفره رفتن مقامات حکومتی ازجواب دادن صریح و درست به سوال خبرنگاران واسم نبردن مشخص ازطالبان که درنا امنی ها دست دارند و دشمن مشخص و معلوم برای امنیت وتمام ارضی و ابرو وعزت افغانستان است نشانه بیماری ناسیونالیزم دراندیشه این افراد می باشد.

بقیه جواب های اقای وردک به سوال این خبرنگاراین شک را در ذهن نا اشنا با مسایل افغانستان می اورد که دولت افغانستان بعد از 10 سال جنگ با طالبان و کشته شدن هزاران نفر ازاردوی ملی و پولیس و نیروهای خارجی و ملیون ها دالر هزینه ، هنوز نمی داند که با کی می جنگد و جرگه مشورتی صلح قرار است برای یافتن راه حل برای مذاکره و صلح با ملی سرخک برگزارشود.

کرزی و مقامات حکومتی- استفاده طالبان ازمردم را به عنوان سپردفاعی، حملات انتحاری، بمب گذاری، استفاده ازنوجوانان وکودکان -برای حملات انتحاری و نظامی گری، پامال نمودن حقوق قانونی و انسانی مردم تحت کنترول شان ،حمله به خانه ها و چور و چپاول خانه ها و کشتار مردم بهسود، غزنی و .. که ظاهرا زیر نام کوچی صورت می گیرد ،را هیچگاه محکوم نکرده است و بعد از این نیزنخواهد کرد.

روشنفکران پشتون ، چنانچه قبلا نیز به شکلی ازطالبان حمایت می کردند و هیچگاه نوشته بر ضدانها ننوشته اند و اعمال انها را محکوم نکردند حالا نیز در برابر تمامی این جفا ها سکوت می کنند.

اگرازهمان سال های اول با طالبان برخورد جدی صورت می گرفت و بمب گذار های طالبی را به جای پاداش و ازاد نمودن، در ملا عام اعدام می کردند، حالا ما گرفتار چنین مشکلاتی نبودیم.

اما مشکل کرزی در این است که از یک طرف نمی خواهد پشتون ها طالب  یا طالب های پشتون کشته شود واز طرف دیگر خودش محبوبیت چندانی بین قوم خود ندارد تا به حرفهایش گوش دهند.

تا زمانی که با طالبان برخورد قاطع نظامی صورت نگیرد و با ناسیونالیزم پشتونی مبارزه نشود  نا امنی ها در افغانستان همچنان ادامه خواهد داشت.

Advertisements

4 پاسخ to “جرگه های که جنگ می اورد”

  1. سلام وعرض ارادت
    هیجده ماه رنجنامه ای من درفضای سایبری
    منتطر نظرات وانتقادات تان هستم[گل]

  2. با درود ها و سپاس ها
    من هستم. با هستی خویش زجر می کشم. در جدال با این نبرد نابرابرم. نبردی که گاهی فکر می کنم هرگز برنده ای نداشته و من بی موجب دل خوش می کنم و می خواهم بگویم که برنده می شوم. نمی شوم.
    خوب به هر حال. این حقیر خادم تان هست. ادامه می دهم. اما تصمیم دارم با نام دیگری در بلاگ دیگری شروع کنم. فقط کمی سر در گم با کار های هستم که اصلان نمی شود گفت که کار هست، ولی به هر حال مصروفیتی اس سخت دامن گیر. می نویسم. چنان هم با اشتیاق می نویسم که فکر می کنم بدون آن دیگر زنده نیستم. تنها به همن خاطر می نویسم که زنده باشم. اما اینکه چرا زنده باشم؟ سوالیست که پاسخش چند نشانی سوال هست(؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟).
    اینکه خبرم را گرفتید خوش شدم. اما اینکه از کلبه ام دورم و بادوستان بی تماس، معذورم. به تاخیرم در نوشتن، خودت عفوم کن. خوب می توانم بپرسم که کجا زندگی می کنی؟ به باور من در تورنتوی کانادا، اگر چنین هست که با هم نزدیکیم. پس می شود که گه گاهی با هم از نزدیک سخن بزنیم. از اینرو اگر برایم کامنت گذاشتی خوش خواهم شد.

    گفتی که مرخصی ها مرا هم مرخص کرده. اگر برایت راست بگویم، من هرگز مرخصی نداشته ام. وقتی حرف مرخصی در کار می شود از خود می پرسم که من هم اوقات فراغت دارم، بعد پاسخ می گویم: شعر که می خوان! تنها همین. مرخصی من با این جادوهای ادیبان تمام می شود……
    سخن بسیار، اما خواب مرا می خواهد با خود ببرد پس عذرم را بپذیر. می خواهم بخوابم. وقتی می خواهم بخوابم، به دل می گویم این آخرین خوابم خواهد. خوابیکه هرگز دیرگر بیدار نشوم. اما اینکه چرا نمی شود، نمیدانم. به امید آخرین خوابم این شب هم به بستر می لمم.

    بدرود، همیشه توانا باشی غرجی عزیز

    ش

  3. به خشنودی پاک یزدان.

    درود بر شما دوست و همراه و هم زبان ارجمند.

    امیدوارم اکنون که نوشتار مرا میخوانید خوب باشید و روزی سراسر صلح را در خاک افغانستان پشت سر گذاشته باشید.

    راستش من نیز از جنگ و خونریزی متنفر هستم و چرایی(دلیل) برای اینکار نمیبینم.

    ما همگی انسانیم خرد داریم و زبان و اگر اختلافی باشد چاره تیر و تفنگ نیست بلکه خرد و گفتار است.

    ازین گذشته مردم ایران و افغانستان پیوستگی زیادی از همه لحاظ به یکدیگر دارند و به نوعی میتوان این دو را یکی دانست.

    دوست من امروز امدم تا ما به یاری یکدیگر ضد جنگ و خونریزی و برای ایجاد دوستی میان ایرانیان و افغانیان بنویسیم.

    اری دوست من امده ام تا با یاری شما و در اینده دیگر دوستان یک تارنمای ( وبلاگ) برای ایجاد دوستی بسازیم.

    انجمن دوستی میان ایرانیان و افغانیان.

    تا با این کار شوند (باعث) نزدیکی روز افزون میان این دو کشور باشیم.

    گرچه دامنه ی کار ما در اغاز بسیار کم است اما ان را روز به روز گسترش میدهیم.

    این را به عهده من بگذارید چون در این کار تجربه دارم.

    خب دوست من امدم اینجا تا شما را به تارنمای خود بخوانم و پس از سخن و اشنایی با شما اگر بپذیرید و ما را سرافراز کنید در اغاز یک انجمن دوستی بسیازیم و پس از جا افتادن این انجمن و همکاری دیگر ایرانیان و افغانیان دامنه کار را بسیار گشترده تر از اغاز کنیم.

    چشم به راه شما و پاسخ شما هستم.

    با بی کران سپاس

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: