بایگانیِ نوامبر, 2010

دادستانی در پی انتقام گیری سیاسی و نتایج انتخابات غزنی

Posted in Uncategorized on نوامبر 28, 2010 by Kawa Gharji

امروزدرسایتی خواندم که دادستان کل افغانستان حکم بازداشت چهارتن ازکارمندان کمیسیون انتخابات وکمیسیون رسیدگی به شکایات انتخابات راصادرکرده است ومرا به یاد شعری انداخت که می گوید:

گرحکم شود که مست گیرند   

درشهرهرآنچه هست گیرند

برگزارشدن یک انتخابات عادلانه و شفاف ومبتنی برقانون و به دورازتقلب آرزوی هررای دهنده وهرانسان باورمند به دمکراسی وآزادی درهرگوشه این جهان می باشد. انتخابات آزاد وبدون تقلب وفشارمهمترین مرحله وروندی برای رسیدن به دمکراسی دریک کشوراست وپذیرش برد وباخت دراین بازی رسیدن به قدرت، درصورت برگزارشدن یک انتخابات عادلانه وبه دور ازتعصب نشان دهنده بلوغ سیاسی وباورمندی به دمکراسی رادرمیان کاندیدان نشان می دهد. دربسیاری ازکشورهای باورمند با دمکراسی اولین کسانی که به رقیب های برنده سیاسی خود تبریک می گویند همان بازندگان انتخابات استند وبا پذیرش شکست خود و احترام به آرا و خواسته های مردم، خود را برای انتخابات های آینده اماده می نمایند. اما متاسفانه چنان که از قبل هم گمان می رفت درتمام این انتخابات های برگزارشده درافغانستان ماشاهدچنین رفتاری که نشان دهنده باورمندی احزاب وارگان های دولتی به دمکراسی واحترام به خواسته های مردم باشد نبوده ایم . بلکه همیشه برگزارشدن انتخابات وسیله بوده برای دامن زدن هرچی بیشتربه مسایل نژادی وفرهنگی وزبانی که دراکثرموارد، دولت و تیم نژادگرای خان قبیله- کرزی- مسئول بوده است.

بدبختانه تمام تخطی های که درافغانستان از قانون اساسی و قانون انتخابات و قانون رسانه ها و هرچیزدیگری که به نفع حفظ منافع قبیله توسط دولت صورت می گیرد به نام حفظ ومصحلت ملی وایجاد وحدت ملی بوده وهیچ کسی راهم اجازه حرف زدن دراین مورد نمی دهند ودرغیران صورت به خیانت ملی وخدشه دارنمودن وحدت ملی متهم می شود. استفاده ابزاری از قانون یکی دیگری ازنو آوری های حقوقدان های قبیله درتمام این شرایط بوده است.

همه شاهد اند که درجریان انتخابات ریاست حمهوری نصف کل رای های ریخته شده به نفع آقای کرزی را، رای های تقلبی تشکیل می داد و درآن زمان هم اسحاق الکو در وزارت دادستانی کارمی کردند ولی با وجود اقرارنمودن کرزی به تقلب درانتخابات و تخطی از قانون اساسی و قانون انتخابات و شکایات بعضی از کاندیدان، هیچگونه عکس العملی ازطرف این نهاد صورت نگرفت و بعد ازاین هم با داشتن چنین دولتی صورت نخواهد گرفت.

 استفاده ابزاری از قانون برای اوردن فشار به خاطر حفظ منافع قبیله و خواسته های نژادگرایانه که توسط دادستان کل صورت می گیرد خود یک عمل غیر قانونی بوده که باید مورد پیگرد قرار بگیرد.

دادستانی افغانستان و تیم کرزی در درون دولت، برای وارد نمودن کاندید های پشتون درولایت غزنی ازیک طرف با سواستفاده ازقانون، کمیسیون انتخابات رازیر فشار قرارمی دهد و ازطرف دیگربا تحریک کاندیدان بازنده درانتخابات وضعیت را متشنج می نمایند، تا بدین شکل هردو کمیسیون را بین منگنه قرار دهد.

نظر به قانون اساسی افغانستان، هرنماینده مجلس بدون درنظر داشتن مذهب ، زبان و نژاد، وقتی دریک حوزه انتخاباتی برنده شد، نماینده تمام مردم افغانستان است.

یکی ازافتخارات بزرگ دولت به رهبری کرزی درتمام این ده سال ایجاد قانون اساسی در افغانستان است. ولی وقتی این قانون توسط خود ایشان بارها مورد تخطی و بی احترامی قرارمی گیرد چگونه می شود ازدیگران توقع احترام به چنین قانونی را داشت؟

اگرنمایندگان برنده هزاره درولایت غزنی نمی تواند نمایندگی قوم پشتون رادرپارلمان نماید و باعث بر هم خوردن وحدت ملی می شود درآن صورت خواسته های زیرمطرح می گردد:

1-    اقوام هزاره، تاجیک، ازبک، ایماق، ترکمن و … درانتخابات ریاست جمهوری به کرزی رای نداده اند وبا توجه به تقلب های میلیونی درانتخابات، کرزی نمی تواند رئیس جمهورافغانستان باشد وازتمام مردم افغانستان نمایندگی نماید. کرزی فقط نماینده شهر زادگاهش-قندهاراست. اگرچنددرقندهارنیزمحبوبیت چندانی ندارد واین رادرجریان چندین سفری که به قندهار داشتند وحملاتی که درآنجا صورت گرفت همه شاهد اند. یک نماینده قندهار نمی تواند هیچگاه برای ولایات دیگرافغانستان نماینده تعیین کند.

2-    دادن ده کرسی پارلمان افغانستان به کوچی ها خلاف منافع ملی وقومی درافغانستان است . با توجه به این که درافغانستان هیچگاه نفوس شماری صورت نگرفته وهیچ اماری قابل تایید ازنفوس کوچی ها ودیگر ولایات وجود ندارد اما هرچشم بینایی می تواند ببیند که جمعیت کوچی ها درهیچ صورتی نمی تواند بیشترازسه ولایت افغانستان باشد که دولت چنین سهمی را برای کوچی درنظرگرفته است.

3-    در قندهار وهلمند نیز جمعیت مردم هزاره به هزارها نفر می رسد بنا وحدت ملی دراین ولایات نیزمراعات نشده است واین می تواند خلاف وحدت ملی «به تعبیر نادرست کرزی باشد» و انتخابات این ولایات هم غیر قابل قبول است.

4-    آوردن طالبان درپارلمان افغانستان و شریک ساختن آنها دربدنه دولت و قدرت برخلاف قانون اساسی افغانستان وخواسته مردم افغانستان است. طالبان موجب نا آرامی بیشتردر افغانستان میگرددوبه جای اینکه پارلمان ودیگرمراکزدولتی نمایانگراراده مردم افغانستان باشد، خانه ای برای پیشبرد منافع کشورهای بیگانه و پاکستان می گردد.

5-    دادستان کل افغانستان باید 95 در صدازکارمندان دادستانی کل ،وزارت معارف، وزارت مالیه ، وزارت خارجه ، وزارت دفاع، و …. خود اقای کرزی را به خاطر تقلب و کوشش در تقلب و درنتیجه انتخابات محاکمه نماید.

6-    …….

با توجه به اینکه در ولایت غزنی برخلاف اکثر ولایات افغانستان روند انتخابات به صورت نسبتا شفاف بوده و تاکنون هیچ گونه سروصدای از تقلب کاندید های مردم هزاره به گوش نرسیده است در صورت بازشماری آرا باید درحضور نمایندگان سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا صورت گیرد و کاندید های این ولایت نیز نباید با رای و اعتماد و خواسته های مردم در بدل امتیازات موقتی معامله نماید.

Advertisements

تاخیردراعلام نتایج انتخابات غزنی

Posted in Uncategorized on نوامبر 26, 2010 by Kawa Gharji

نتیجه نهایی انتخابات پارلمان بعد ازماه ها انتظار بلاخره معلوم شد وکمیسیون انتخابات نتیجه نهایی برندگان انتخابات رااعلام نمود. اما دراین میان به خاطر راه یافتن اکثریت نامزد های مردم هزاره در ولایت غزنی، تا هنوز نتایج انتخابات را اعلام نکرده اند و دلیل آن را ملاحظات فنی آورده اند.

پیش ازاین هم خان قبیله- حامد کرزی- گفته بود که برگزاری انتخابات درولایت غزنی منجربه تامین وحدت ملی دراین ولایت نشده و نهاد های انتخاباتی در این زمینه باید کاری انجام دهد.

این سخنان خود نشان دهنده تعصب اشکاراست که هیچگونه برنامه وحدت ملی سازی نمی تواند آن را به هیچ شکلی توجیه نماید.

درولایت غزنی هم مثل تمام ولایات افغانستان انتخابات برگزارشده است ومردم هم به پای صندوق های رای رفته اند وبرای کاندید های مورد علاقه شان رای داده اند. درروز برگزاری انتخابات نیزدربعضی ازولسوالی های این ولایت که ساکنین آن را مردم هزاره تشکیل می دهد، ورقه ها راهی دهی قصدا به حد کافی توزیع نکردند و این مساله موجب شد تا تعداد زیادی از رای دهندگان نتوانند در پروسه انتخابات شرکت نمایند.

سکوت درصورت معامله با نتایج انتخابات درولایت غزنی خیانت بزرگ است و این مساله می تواند ضربه بزرگی به باورمندی مردم به دمکراسی و شرکت مردم در انتخابات های آینده بزند و موجب تضعیف شدن نیروهای مختلف مدنی و دمکراتیک درافغانستان گردد و بدون شک در صورت عملی شدن برنامه های کرزی و تیم قبیله گرایش ؛ این تنها شکست مردم هزاره نخواهد بود بلکه شکست تمام نیروهای مدنی و دمکراتیک درمقابل فاشسیت های تمامیت خواه دردرون دولت قلمداد خواهد شد. 

کشورهای دخیل درمساله افغانستان که با شعاربرقراری دمکراسی وآزادی درافغانستان پا گذاشته اند واین انتخابات نیز با پول مالیه دهندگان مردم آن کشورها برگزار شده، نباید دربرابراین معامله گری سکوت نمایند و درمقابل مردم و وجدان خود مسئولانه برخورد کنند.  

احزاب دمکرات ومدنی افغانستان ومردم هزاره نباید به احترام تعبیرنادرستی که کرزی و بعضی از همفکران شان از وحدت ملی دارند سکوت نمایند. این تعبیرنادرست از وحدت ملی درتمام این ده سال هیچگاه به نفع مردم افغانستان و نیروهای مدنی و دمکرایتک درکشورنبوده و بعد از این هم نخواهد بود.

سال گذشته حدود 1200 نفرازفارغ شدگان مکاتب جاغوری برای شرکت درامتحان های کانکور به غزنی امدند و درآن زمان هم به خاطر نبودن جای کافی دردانشگاه ها و رعایت وحدت ملی و توازن بسیاری ازجوانان را به دانشگاه ها راه ندادند و قبل ازان نیزوزارت معارف، نامه ای را به جاغوری فرستاده بودند که این ولسوالی که نفوس آن بیشترازیک میلیون نفر می رسد، حق داشتن فقط سه لیسه را دارد، تا بدین شکل وحدت ملی حفظ شود.

این نمونه ها خود نشان دهنده یک تبعیض و تعصبی است که به حقیرانه ترین شکل به نام حفظ وحدت ملی درافغانستان به نمایش گذاشته می شود.

این نوع تعبیر ازوحدت ملی فقط به درد آنهایی می خورند که لنگ های شان را برای آی اس آی پاکستان بالا کرده اند و بکس های پول را از ایران تحویل می گیرند.

اگر واقعا دولت افغانستان وحامد کرزی متعهد به دمکراسی وحفظ وحدت ملی درافغانستان استند، چی فرقی دارد که مردم افغانستان چی کسانی را وازکدام قومی به نمایندگی شان درپارلمان افغانستان انتخاب نموده اند.

وقتی آمدن کاندید های مردم هزاره که توسط مردم انتخاب شده باعث برهم خوردن وحدت ملی درافغانستان می شود، پس چی کسی می تواند حافظ وحدت ملی دراین کشور باشد؟ چند کوچی طالب که هرتابستان به مناطق هزاره جات حمله می کنند ویا چند دزدگردنه گیر طالب که راهزنی  و قاچاق مواد مخدر و نوکری برای آی اس ای را یگانه راهی برای پیدا کردن پول می دانند؟

دشواراست درکشوری که دزدان گردنه گیراش حافظ وحدت ملی قلمداد می شوند ازارزش های دمکراتیک دفاع و حرف زد.

 چرامردم هزاره باید تاوان عقب ماندگی و نداشتن شعور سیاسی و اجتماعی و فرهنگی پشتون ها را در ولایت غزنی بپردازد؟

چرا آقای کرزی اینقدر بی شعور است که درتمام این ده سال نمی تواند معنای درست وحدت ملی را درک نماید و یا لاقل بفهمد که مردم افغانستان معنای درست تر این واژه ها می فهمند؟

انهایی که به نام حفظ وحدت ملی مانع  ورود کاندید های برنده مردم هزاره درپارلمان می شوند خود خاینین استند که ضربه بزرگی به وحدت ملی می زنند و آن رای های روز انتخابات زمانی  گلوله های  آتشینی خواهد شد که  به نفع هیچ یکی از اقوام افغانستان نخواهد بود. 

پیرما گفت خطا برقلم صنع نرفت

Posted in Uncategorized on نوامبر 18, 2010 by Kawa Gharji

بخش دوم

حالا چی دراول، درقرآن آیه به نام سنگساروجود داشته وچی نداشته باشد اما فعلا سنگساریکی ازقوانین شناخته شده جزایی دراسلام است که دراکثرکشورهای اسلامی مانند افغانستان، ایران، عربستان، یمن، امارات متحده عربی وسومالی وسودان و نیجریه اجرا می شود. اجرای سنگسار هم طوری است که فردمحکوم را دربین پارچه سفید رنگ می پیچند واگرمحکوم زن باشد تا کمر درزمین دفن اش می کند واگرمرد باشد تا لگن خاصره و بعدا با سنگ های نه چندان بزرگ و نه هم خیلی کوچک می زنند تامحکوم با زجر وآهستگی تمام بمیرد.اجرای این اعمال وحشیانه را سنت های روایات شده اززندگی محمد توجیه می کند. اگرچند دربین مسلمانان کسانی نیزاستند که سنگساررامحکوم می کنندتا بدین طریق چهره زیباتری ازاسلام ارایه نمایند ودلیل آن راهم نبودن همچودستوری درقران می دانند اما اسلام تنها قرآن نیست. قرآن بیشترا به کلیات یک مساله می پردازد ومثل قانون اساسی است که جزئیات آن راعلم حقوق تشریح می کند و سنت هم یکی ازمنابع معتبری حقوق اسلامی است که براساس آن فقه اسلامی و علم قیاس به وجود امده تا به مسایل حقوق اسلامی و مجازات و فرایض دینی بپردازد و کیفیت و اجرای آن مسایل را روشن نماید.

قدرت سنت دراسلام به حدی است که چنانچه قبلا اشاره کردم که محمد بنابردید شخصی اش به سگ، بدون اینکه درقرآن ازآن چیزی امده باشد نجس دانسته وهمه مسلمانان هم به همین نگاه سگ را می بینند.

درقرآن بسیاری ازمسایل تشریح نشده است وحتی فرایض دینی مثل نمازوروزه و زکات و خمس  به صورت اشاره های کوتاهی امده ولی حدود و اداب و مقدار و نوبت های نماز و تعداد رکعت های آن توسط همین سنت و فقه اسلامی تشریح شده است.

بسیاری ازمسایل دیگری نیزدربین مسلمانان وجود دارد که اصلا درقرآن ازآن ذکری نشده وبه طورمثال ختنه را می شود نام برد. هیچ مدرکی وجود ندارد درمورد اینکه محمد خودش ختنه شده باشد. چون به باورمسلمانان، محمد ختنه شده به دنیا امده است. دلیلی را که یکی ازعالمان مشهور دینی به نام ملا محسن کاشانی درکتاب محجه البیضا اورده این است که با انجام عمل ختنه ما با خداوند، با خون خود پیمان ناگسستنی می بندیم. این دیگر ابتذال یک استدلال را نشان می دهد. آخر چرا انسان ها باید حتما این پیمان را با خون سرالت تناسلی خود امضا نماید؟  چرا اگرختنه برای سلامتی مردان خوب است، زنان را دربسیاری ازکشورهای اسلامی با وجود اعتراض پزشکان درحالیکه زیان های آن ثابت شده است، ختنه می کنند؟

یکی ازدلایل جنگ های داخلی مسلمانان هم همین کلی گویی قرآن و سکوت آن درمقابل بسیاری از مسایل، و ایه های ناسخ و منسوخ و سنت های مختلف روایت شده ازمحمد می تواند باشد. مسلمانی را نمی توان در جهان یافت که روایت های تمام اشخاصی مانند صحیح بخاری، نهج البلاغه، صحیح مسلم، مسند احمد، السنن الدارمی، المحلی ، وغیره را قبول داشته باشد. درچنین وضعیتی مکتب ها واحزاب وبرداشت های زیادی ازاسلام می شود وهرکدام به خاطرتحمیل نمودن حقانیت خود ازطریق علم نمودن بیرق جهاد، جنگ را برمردم بیگناه تحمیل می نمایند.

در قرآن اولین آیه ای که به مسایل مربوط به روابط جنسی می پردازد آیه تحریم است ودرآنجا امده که: » به زنانزدیک مشوید که همانا زشت کاری و بدترین راه بوده است».ال اسرا ایه 32.

در ایه که قبل ازآن امده یعنی سوره الفرقان و ایه 68 اشاره ای دارد بر اخلاق و صفات یک مومن و می گوید: «کسانی که به جزالله هیچ خدایی را نمی خوانند و جانی را که الله محترم داشته جز برحق نمی کشند وزنا نمی کنند، و هرکس چنان کند کیفر سختی خواهد دید».

از آنجاییکه کیفر شرک قایل شدن به خدا وکشتن ناحق قصاص است بنا همردیف قرارگرفتن عمل جنسی خارج از ازدواج هم می تواند به شکلی قصاص باشد.

درسال هفتم يا هشتم هجري حكم مجازات زن ومردزناكاردرقرآن به‌روشني بيان شده كه مجازات زن و مرد زناكار، يكصد تازيانه درملأعام است. و دردنبال اين آيه، آيه‌ي ديگري تصريح كرد كه ازدواج با زناكار به‌كلي حرام است وهيچ مرديازني نبايد با زن يامردزناكارازدواج كند.الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَلاَ تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنْ الْمُؤْمِنِينَ. الزَّانِي لاَ يَنكِحُ إلاَّ زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لاَ يَنكِحُهَا إِلاَّ زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ [سوره‌ي النور، آيات 2- 3]ترجمه: زن زناكارومرد زناكار، به هركدامشان صد تازيانه بزنيد، و اگربه الله و روزديگر ايمان داريد نبايد كه شمارانسبت به ايشان ترحمي بگيرد؛ وبايد كه شكنجه‌شان راگروهي از مؤمنين نظاره كنند.مرد زناكاربه‌جزبا زن زناكاريا زن مشرك نكاح نميكند، وزن زناكاررا جزمردزناكاريا مشرك نكاح نميكند؛ اين براي مؤمنين حرام است.

درجای دیگری ازسوره نساه هم امده است که زنان زنا کاررا درخانه نگهدارید تا بمیرد.

وقتی من تمام این تناقض گویی ها را می بینم به یاد آن طعنه شیرین حافظ می افتم که می گوید:

پیر ما گفت خطا برقلم صنع نرفت

افرین برنظر لطف خطا پوشش باد

با توجه به این که دردین یهود ومسیحیت که آیه های بیشترو واضح تری درمورد سنگسارو دیگرمسایلی که درجهان کنونی درتضاد با حقوق بشروکرامت انسانی قرار دارد- وجود دارد اما همیشه ازآن ادیان به عنوان دین های صلح طلب و انسان دوست نام برده می شود نیازاست تا مسلمانان هم بسیاری ازمسایلی را که درجهان کنونی قابل پذیرش نیست تغیر دهند.

دلیلی که دین اسلام رامترادف با خشونت درجهانی امروزی قرارداده، درکنارتاریخ اسلام و جنگ های خونین محمد دراوایل و جنگ های داخلی مسلمانان که با خشونت و وحشی گری تمام اتفاق می افتد و بی توجهی به ابعاد مختلف دین اسلام است. بسیاری ازمسلمانان ازقرآن فقط واژه های چون جهاد و کشتن و بستن و تاراج کردن وسنگسار و زندانی کردن را یاد می گیرند و به دیگران هم یاد می دهندو در زندگی شان هم عملی می کنند. درحالیکه در قرآن هرچند به ابعاد کم ،اما بازهم ازانسان دوستی و محبت نام برده شده و می شود آن مسایل را که هم برای خیر جامعه مفید باشد و هم برای اسلام، ترویج و تبلیغ کرد.

کشانیدن هزاران جوان و پیروطفل درمراسم سنگساروسربریدن توسط طالبان که یکبارمن هم مجبورا شاهد آن بودم وهرگز فراموش نمی کنم،جز ترویج خشونت وخشونت گرایی چیز دیگری نیست و مردم به حد توان خود باید درمقابل این نوع وحشیگری مبارزه نمایند وآگاه باشند که مصالحه دولت دست نشانده کنونی با طالبان باردیگرافغانستان را به دامن همان بربریت و وحشیگری خواهد انداخت.

 

سنگسار، نگاهی به قوانین جزایی اسلام

Posted in Uncategorized on نوامبر 14, 2010 by Kawa Gharji

دوروزقبل، دوستی برایم فلمی به نام » سنگسار ثریا» را فرستاده بود. این فلم درسال 2008 به کارگردانی سیروس نورسته به اساس رمان فریدون صاحب جم ساخته شده وازواقعیت های اتفاق افتاده درراستای نقض حقوق بشردرایران که قوانین برخواسته ازشریعت اسلامی دارد به تصویرکشیده شده است.

صحنه های این فلم به حدی تکان دهنده است که تمام روزاین ذهن افغانستانی مرا که هرروز شاهد چنین فاجعه های درکشورم بودم و استم، به خود مشغول نمود.

این فلم درمورد زندگی ومرگ زنی است که درایران سنگسارمی شود. شوهراین زن می خواهدبا یک دخترکم سن و سالی  ازدواج نماید اما چون توانمندی پرداخت هزینه زندگی دو زن را ندارد از ثریا می خواهد که طلاق بگیرد. اما ثریا راضی به طلاق نمی شود. بنا شوهر ثریا با نقشه از قبل تهیه شده ازثریا می خواهد که درخانه یکی دیگری ازساکنین محل که زن اش را ازدست داده است، کار نماید.

شوهرثریا درتبانی با روحانی وکدخدای محل به ثریا تهمت زنا می بندند که درآخربراساس قوانین شریعت اسلامی به سنگسار محکوم می شود.

می خواستم این فلم را به صورت درست تشریح نمایم. اما بهتردیدم که دیدن این فلم را به شما توصیه نمایم. این فلم توهینی به دین اسلام نیست اما نشان دهنده این است که تا چی حد قوانین اسلامی می تواند دستاویزی برای انسان های قرار بگیرد که دیوانه شهوت و قدرت اند و چگونه نقض حقوق بشردرکشورهای اسلامی و خشونت علیه زنان نه تنها مجاز که با توصل به ایه های قران توجیه می شود و جاری نمودن قوانین شریعت اسلامی که یکبار خودم هم شاهد ماجرای سنگساری درغزنی بودم تا چی حد می تواند عمل وحشیانه ای با آن صحنه های خونین و وحشتناک اش باشد.

درچنین شرایطی که دولت دست نشانده کنونی خواهان صلح با طالبان است ومردم هنوزهم جنایات آنها را که خیلی وقت ها با استناد به ایه های قرآن صورت میگرفت به یاد دارند، دیدن این فلم وبه یاد آوری جنایات طالبان درافغانستان که بدبختانه تا هنوز ادامه دارد ،موجب شد تا این چند سطر را با بررسی آیه های قران و احکام شریعت اسلامی درمورد سنگسار بنویسم. اینکه طالبان تا چی حد سواد و فهم کافی برای درک قرآن دارند  وتا چی حد هم به خاطرنبودن خوی و احساس انسانی در وجود این مردم و نوکری برای کشورهای دیگر-سخن دیگریست. اما تمام این اتفاق ها موجب می شود که نسبت به مسایل زیر گفتگوی داشته باشم.

آیا مجازات سنگساردراسلام مبنای حقوقی دارد؟ یا به عباره دیگر آیا مجازات سنگسارازحقوق مسلم جزایی اسلام است؟

برای پاسخ دادن به این سوال لازم است تا قدومت مجازات سنگساررادرکتاب های تاریخی جستجوی نمائیم.

قدومت سنگسار نظر به نوشته های به جا مانده به 600 سال قبل از تولد مسیح بر می گردد ولی دران زمان این مجازات تنها روی سربازان اجرا می شد که در زمان انجام وظیفه به خواب می رفتند. اما  با به وجود امدن دین یهود این مجازات شکل رسمی تری به خود می گیرد و جزو قوانین جزایی می گردد که بیشترا به خاطرعمل زنا و گاهی هم به خاطرعمل قتل به اجرا درمی امده وحتی این حکم بالای حیوانات هم تطبیق می گردیده است.

در باب 21 و 22 سفر خروج درقسمتي ازاحكام موسي آمده است كه «هر گاه گاوي با شاخ خود مرد و يا زني را بزند كه مضروب بميرد، گاو را سنگسار كنند و گوشتش را نخورند و صاحب گاو بي گناه باشد ولي اگر گاو عادت به شاخ زدن داشته باشد و صاحبش گاو را دربند نكند، گاوراسنگساركنند و صاحبش را به قتل برسانند واگرگاو،كنيز وياغلامي رابزند سي مثقال نقره به صاحب گاو داده ميشود و گاو سنگسار ميگردد.

اگرچند درهیچ جای قرآن اشاره مستقیمی به مجازات سنگسارآن طورکه درکتاب مقدس یهودیان با جزیات کامل امده است نشده است اما دراسلام بسیاری ازاحکام دینی ازسنت محمد استنباد می شود. فرضا درقرآن درسوره لقمان ایه 19 امده است که» زشت ترین صداها،صدای خراست». درحالیکه درکشورهای اسلامی اکثریت مردم ازخراستفاده می کنند. ولی با وجود اینکه ازسگ هیچ گاه در قرآن به بدی یاد نشده و حتی درسوره کهف18 آمده است که:

وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَذَاتَ الشِّمَالِ وَكَلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا .

ترجمه: و مى‏پنداشتی كه آنها بيدارند درحالى كه درخواب بودند وما آنها رابه پهلوى راست و چپ مى‏گردانديم در حاليكه سگشان برآستانه [غار] دو دست‏خود رادراز كرده [بود] اگربرحال آنان اطلاع مى‏يافتى گريزان روى ازآنها برمى‏تافتى واز[مشاهده] آنها آكنده ازبيم مى‏شدی ( كهف/18)

امامسلمانان درکل به خاطر سنت های روایت شده ازمحمد سگ رانجس می دانند. چون در حدیث نبوی آمده است که : لايدخل الملائكة بيتاً فيه كلب اوتصاوير ( حديث نبوي) فرشتگان در خانه ای که دران سگ و تصاویر باشد وارد نمی شود.

اهل سنت پا را ازنجس بودن سگ هم بیرون گذاشته اند ودشمنی طالبان با تلویزیون و نقاشی و مجسمه سازی هم ریشه درهمین سنت های نقل شده ازمحمد دارد تا برداشت های انها ازآیه های امده درقرآن.

 چون درقرآن امده است که: يَعْمَلُونَ لَهُ مَا يَشَاء مِن مَّحَارِيبَ وَتَمَاثِيلَ وَجِفَانٍ كَالْجَوَابِ وَقُدُورٍ رَّاسِيَاتٍ اعْمَلُواآلَدَاوُودَشُكْرًاوَقَلِيلٌمِّنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ

[آن متخصصان] براى اوهر چه مى‏خواست ازنمازخانه‏ها و مجسمه‏ها و ظروف بزرگ مانند حوضچه‏ها و ديگهاى چسبيده به زمين مى‏ساختند اى خاندان داوود شكرگزارباشيد وازبندگان من اندكى سپاسگزارند. (سبا/13)

اگرچند سوره ای که درمورد صدای خردرقرآن امده سوال برانگیزاست. چون خوبی و بدی، زشتی وزیبایی برای ماانسان ها که هر چیز را براساس نیاز خود می سنجیم می تواند معنا داشته باشد. پس چراخدا وقتی ازصدای خر بد اش می آید این موجود- با معذرت ازخرها- بد صدا را خلق کرد؟ مگر حس شنوایی خدا هم مثل انسان ها است؟

برای اینکه حرف طولانی نشود، نمی خواهم وارد آن بحث بالا شوم. اما می خواهم این مساله را مطرح کنم که چرابا وجود اینکه درقرآن که مسمانان آن را یگانه مرجع قانون گذاری و کامل و حرف خدا که برای رهنمایی و خیرانسان ها امده است و هیچ اشاره ای هم درمورد نجس بودن سگ و سنگساروبسیاری ازمسایل دیگر به صورت واضح نشده است بازهم مسلمانان به این مسایل اعتقاد دارند و انجام می دهند.

در بعضی ازروایات امده است که در قرآن سوره به نام سنگسار یا رجم وجود داشته و نوشته اند که این سوره توسط یک بز خورده شده و از بین رفته است. دربعضی از کتاب ها هم آمده است که این آیه توسط عایشه، قهرمان زن آن زمان به خاطر اینکه خودحرف شنوی ازمحمد نداشته از بین برده شده است.

از الشعبی درکتاب صحیح بخاری نقل شده است که: بعد از اینکه علی زنی را دریک روزجمعه سنگسارکرد، گفت: من او را طبق سنت رسول الله سنگسار کردم.

درجای دیگری ازاین کتاب امده است که ازابن عباس نقل شده که گفت : عمرگفت: خداوند رسول خدا را به حق فرستاد وبراوکتاب رانازل کرد. پس دربين آنچه بروي نازل شده بود آيه سنگساربود .پس ما آن را خوانديم فهميدم وبا تمام وجود درک کرديم. رسول خدا سنگسارکرد, وما هم سنگسار نموديم, پس ترسيدم که اگرمدتي بر مردم بگذرد کسي بگويد که قسم به خداما اين آيه را در کتاب خدا نمي بينيم .پس به سبب ترک يکي از واجبات الهي به گمراهي بيفتند.

 اما تنها ایه که درآن ازسنگساردر قران نام برده شده است و به جامانده ، سوره مایده است که درمورد زن و مرد یهودی استند که بدون ازدواج با هم همخوابی داشته اند وتوسط محمد نظربه دستورهای امده درتورات سنگسارمی شود. یعنی محمد با این کارموافقت خودش را با دستورهای خدای موسی نشان می دهد.

ادامه دارد

مصالحه با طالبان نقض آشکارقانون اساسی

Posted in Uncategorized on نوامبر 2, 2010 by Kawa Gharji

رویداد:

 روزگذشته طالبان دو زن را درولسوالی ناوه ولایت هلمند به قتل رسانیدند. یکی از این زنان ماه جبین سبحان زاده، رئیس موسسه محجوبه هروی بود. این موسسه برای بیوه زنان و زنان بی سرپرست کورس های خیاطی و سواد آموزی دایر می کردند و صد ها زن در این موسسه اموزش دیده اند. اما روز گذشته طالبان این خانم را همراه با همکارش نازنین به قتل رسانیدند.

 خبیث را چو تعهد کنی و بنوازی         

به دولت تو گنه می کند به انبازی

نوشتن درموردتوافقات کنفرانس بن بعد از این همه تحولاتی که برخلاف آن خواسته های اولیه و خوشبینی های مردم توسط حکومتی به رهبری حامد کرزی اتفاق افتیده شاید مسخره باشد. اما یکی از دلایل حمایت مردم ازجناب ایشان به خاطرهمان توافقاتی بود که دربن صورت گرفت و خود ایشان هم بارها وعده عملی شدن آن را داده بود. یکی ازتوافقات بن این بود،  که «حکومت هیچگاه مرتکبین نقض حقوق بشر را عفو نخواهد کرد و انها را تعقیب و مجازات خواهد نمود».

در قانون اساسی افغانستان نیز امده است که دولت هیچگاه انهایی را که مرتکب نقض حقوق بشر و جنایات جنگی شده است دردستگاه راه نخواهد داد وازرسیدن به مناصب دولتی محروم خواهند کرد.

براساس قانون اساسی افغانستان وکنفرانس بن وخواسته های مردم افغانستان، کمیسیون مستقل حقوق بشر نیز نظرسنجی رادرمورد برخورد با عاملین نقض حقوق بشر و… به راه انداختند که هیچ وقت مورد توجه دولت قرارنگرفت و بسیاری ازآن افراد درتمام این ده سال باز هم بر گرده مردم سوار بودند و بر پست های مهم دولتی  گماشته شدند، و به خاطر نبودن یک دادگاه عادلانه که دراین مورد تصمیم بگیرد فعلا هم استند.

اما تلاش تیم اقای کرزی و خود ایشان برای کشانیدن طالبان و امتیاز دهی به آنها که بارها توسط ارگان های مهم ملی و بین المللی به نقض حقوق بشروجرایم جنگی متهم استند اهانت به قانون اساسی و توافقات بن و مردم افغانستان و قوانین بین الملل است.

در قانون جزای بین الملل درمورد نقض حقوق بشر و جنایات جنگی امده است که :

1-    نسل کشی

2-    جنایات علیه بشریت

3-    جنایات جنگی

4-    تجاوز عرضی

و خلاصه قتل، ریشه کن کردن؛ به بردگی گرفتن، اخراج اجباری مردم، محبوس یا ایجاد محدودیت، شکنجه ، تجاوز جنسی و جرایم مرتبط با اینها، اذیت و آزار گروه معین بنا به دلایل سیاسی، نژادی و جنسی ، تبعیض نژادی و اعمال غیر انسانی و استفاده از کودکان در جنگ از جمله جنایاتی جنگی به شمار می رود.

طالبان تمام این مواردی را که نظر به قوانین بین الملل وقوانین افغانستان به عنوان جنایات جنگی از آن نام برده شده، چی درزمان حاکمیت شان و چی حالا انجام داده و انجام  می دهند.

طالبان مدارس را آتش می زنند، به دانشجویان و لیسه های دخترانه حمله می کند و زنان را از حق تحصیل محروم می کند. حملات انتحاری و بمب گذاری می کنند که درآن اکثرا مردم بی گناه به قتل می رسد. تبعیض نژادی و نژاد گرایی ستون فقرات این سازمان را تشکیل می دهد. به مردم بی گناه و بی سلاح درمناطق مختلف افغانستان و خصوصا مناطق مرکزی حمله  می نمایند. ازکودکان درحملات انتحاری استفاده می کنند وکودکان رابرای اموزش نظامی از خانواده های شان می ربایند. ازمردم به عنوان پناهگاه و سپرانسانی درمقابل حملات نیروهای خارجی استفاده می نمایند. زنان و مردان زیادی را بدون محاکمه سر می برند و…

اما با آن هم دولت افغانستان با دایر نمودن جرگه های پرمصرف و شوراهای رنگارنگ صلح و امتیاز دهی های نا به جا به طالبان خواستار مصالحه با انها است.

تلاش های راکه دولت افغانستان درطی این چند سال برای یافتن راه حلی برای مصالحه با طالبان درپیش گرفته و بی توجهی دولت برمخالفت حلقات زیادی ازانجمن های مدنی وفرهنگی و حقوقی ازیک طرف اعتماد مردم بردولت راازبین برده و ازطرف دیگرموجب روحیه گرفتن چند هزارجوان احساساتی که تفنگ به دست گرفتن رایگانه راهی برای پیدا نمودن پول می دانند و با گذاشتن یک خارزیردمب شان توسط ای اس ای پاکستان صدای الله اکبرشان هرروزدر افغانستان قربانی می گیرد، شده است.

نتیجه تلاش های چندین ساله کرزی و شورای صلح، ازاد شدن صد ها بمب گذار انتحاری و دزد و گردنه گیری از زندان ها بوده که سربازان اردوی ملی افغانستان با دادن خون وزندگی خود انها را دستگیر نموده بودند.

اینکه مردم افغانستان ازجنگ خسته شده اند حرف درستی است اما همین مردم خسته همان های استند که ده سال قبل درمقابل همان نوکرهای پاکستانی، به خاطردفاع ازشرف وناموس وآزادی های شان جنگیدند و غیرت و شهامت آن نوکران هم برای همه معلوم است .

طالبان درهمین مدتی که جرگه صلح تشکیل شده وده ها زندانی انها اززندان آزاد شده واسم تعدادی ازرهبران انها ازلیست افراد تحت تعقیب سازمان ملل متحد نیز خارج گردیده  بارها دست به حمله به ارگان های دولتی و مکاتب و حتی دفتر سازمان ملل متحد زده اند.

پیروزی برطالبان بدون ریشه کن کردن حامیان انها در کاخ ریاست جمهوری و مبارزه همزمان علیه قوم و قبیله گرایی و تجارت مواد مخدر ناممکن است.

طالبان از تجارت مواد مخدر و کمک های سازمان های استخباراتی کشورهای بیگانه پول دریافت می کنند و از درون قبیله های مختلف پشتونی به خاطر مسایل نژادی نیرو جلب می کنند و از طرفی حلقاتی در داخل حکومت افغانستان حمایت می شوند.

ادامه جنگ با طالبان و رفتار بالمثل با اسیران آنها بهترین راه برای اوردن امنیت درافغانستان حساب می شودو اقای کرزی باید بداند که نوکر امریکا بودن ایشان را مردم تحمل کرده است ولی نوکری برای یک نوکر دیگر را که همانا پاکستان باشد غیر قابل تحمل می دانند. در صورت سازش با طالبان امکان عقب گرد افغانستان به گذشته و بدتر شدن وضعیت امنیتی دوراز تصور نیست.