بایگانیِ فوریه, 2011

اعتصاب یک مهاجرکردو وضعیت پناهجویان درناروی واروپا

Posted in Uncategorized on فوریه 23, 2011 by Kawa Gharji

مهاجرپذیری ومهاجرستیزی درناروی ودرمجموع کشورهای اروپایی تاریخ درازی دارد ولی موج عظیم مهاجرت به سالهای بعد ازجنگ جهانی برمی گردد. مهاجران را اکثرا کارگران متخصص و یا نیمه متخصص از کشورهای اسیایی و افریقایی تشکیل می دهند ودراین میان نیز استند تحصیل کرده ها و روشنفکرانی که به دلایل اختناق سیاسی از کشور شان مجبور به مهاجرت شده اند و با ورود به کشورهای اروپایی به خاطر مشکلات عظیم مهاجرت مانند زبان، فرهنگ و … به جمع کارگران می پیوندند.

بحران های اقتصادی دراروپا و نیازبه نیروی کاریکی ازدلایل اصلی مهاجرپذیری کشورهای اروپایی می باشد که این نیاز با روپوشی به نام حقوق بشر و دیگر کنونسیون های بین المللی پوشیده می شود. زمانی نیزکه نیازبه نیروی کارجدید دراین کشورها فروکش می کند، اقایان مثل ساراکوزی درفرانسه و دیوید کامرون درانگلیس وانگلا مرکل درالمان ازشکست همزیستی فرهنگی و تعامل اجتماعی حرف می زنند. هفته گذشته ساراکوزی دریک نشست تلویزیونی ازشکست همزیستی و تعامل فرهنگی درفرانسه سخن گفت و به دنبال آن درنشست امنیتی مونیخ دیوید کامرون نیزبه همین مساله اشاره نمود و افزود که مدارای انفعالی درمقابل فرهنگ ها درانگلستان به گستاخی تروریسم اسلامی منجر شده و این سخنان را زمانی ایراد می کرد که انگلا مرکل صدراعظم المان عین همین سخنان را چند ماه قبل ترازآن در سخنرانی » شکست تعامل فرهنگی» و همزیستی درالمان ابراز کرد.

صبا به خاطر قوانین سخت مهاجرت لبهایش را دوخت

اعتصاب غذای یک پناهجوی کرد در ناروی

اگر به سخنرانی های این سه نفر گوش دهید متوجه می شوید که چند دلیل عمده ای را که آنها با استناد به آن قوانین سخت گیرانه مهاجرت و مهاجر ستیزی را می خواهند توجیه نمایند چنین خواهد بود:

1-حفظ فرهنگی بومی

 2-ورود مهاجرین ضربه بزرگی به اقتصادی ملی وارد می کند و دولت فقط قادربه حمایت از کارگران داخلی است.

 3-مبارزه با تروریسم و حفظ امنیت داخلی.

 فرهنگ یک مقوله ایستا وجامد نیست. تعریف های متعددی ازفرهنگ وجود دارد ویکی ازاین تعریف ها، فرهنگ را عقل و ادب ورعایت حد و اندازه هر چیز می داندو دسترسی به عقل و ادب ایجاب می کند که مجموعه های از فضایل و هنرها و دانشهاو نیروهای اخلاقی و روحی تبین شود. همزیستی فرهنگی می تواند باعث انتقال تجارب و درنتیجه بالندگی فرهنگ گردد. جهان هرکس به اندازه شناخت همان فرد ازفرهنگ های مختلف این جهان است و دراین جهان هیچ کسی نمی توان ادعا کند که فلان ملتی فرهنگ یک دست دارد. هیچ کسی نمی تواندتاثیر نویسنده های الجزایری را در ارتقا فرهنگ و ادبیات و شعر فرانسه انکار کند و …مثال های دیگر .

 ورود مهاجرین نه تنها ضربه به اقتصاد ملی می زند بلکه به خاطر نیروی ارزان کارباعث رشد اقتصادی می گردد. کارگران کشورهای اسیایی هیچ گونه تجربه تشکیلات و سندیکا های کارگری را ندارند و به همان خاطر ازیک جانب گرفتار رقابت منفی با کارگران بومی می گردد و ازجانب دیگر مورد استثمارکارفرمایان قرارمی گیرد.کارفرمایان نیز برای پنهان نمودن شیوه ظالمانه تولید کارگران بومی را علیه مهاجران بر می انگیزد. درمورد اینکه مهاجرین مسلمان تشکیلات و جمع های خود را دارند نمی توان چشم پوشی کرد. اکثر مهاجرین کشورهای اسلامی مانند پاکستان و سومالیا و ….درهمین کشورهای اروپایی باهمان فرهنگ ارتجاعی و فاشیسم اسلامی خود زندگی می کنند. پاکستانی هابا وجود اینکه سالهای زیادی را درهمین ناروی به سرمی برندتا هنوز نخواسته اند ذره ای از بینش ارتجاعی شان بگذرند. تا هنوزبرای مهاجرین نسل دوم و سوم پاکستانی حرف زدن و دوستی وازدواج با یک فردغیر پاکستانی گاهی قتلهای ناموسی را در پی دارد و… اما ترس ازاسلامیزه شدن اروپا با درنظر داشت اینکه همین کشورها ازحامیان اصلی تندروان مسلمان برای مقابله با ایدیالوژی کمونیسم درزمان بعد ازجنگ جهانی بودند و حالا نیز کماکان مهاجر می پذیرند، تا این حد جدی نیست بلکه صرفا برای جمع نمودن رای درانتخابات و دستاویزی برای تصویب قوانین سخت ترمهاجرپذیری وبه حد اقل رسانیدن دستمزد تمام کارگران ومنحرف نمودن ذهن کارگران بومی ازمشکلات نظام کنونی این کشورها است.

کشورناروی نیز دراین اواخر قوانین سخت تری را درمورد پذیرش مهاجرین تصویب کرده است. این قوانین شامل حق کار، الحاق خانواده و ازدواج، حق تحصیل برای پناهنده ها ، و اعطای پناهندگی می باشد. قوانین سخت گیرانه ناروی گاهی موجب اعتراض ها واعتصاباتی درگوشه و کنارناروی می گردد که دولت کوشش درخاموش نگهداشتن و عدم درز آن به رسانه های جمعی دارد. از مدت دوهفته بدین سو یکی از پناهجویان کرد به خاطر اعتراض به عدم رسیدگی و رد تقاضای پناهندگی اش ازطرف دولت ناروی دهان اش را دوخته و اعتصاب غذا کرده است. اما تا هنوز هیچگونه عکس العملی از جانب مقامات مسوول در این زمنیه انجام نشده و چنانچه خود این پناهنده می گوید» مسولین کمپ در اول کوشش داشتند مرا بیمار روانی معرفی کند وچند روزی را در بخش روانی بیمارستان بودم و انها خبرنگاران را به این بهانه اجازه ورود و مصاحبه نمی دادند…