بایگانیِ نوامبر, 2011

پارادوکس آزادی زن ازمصرتا افغانستان

Posted in Uncategorized on نوامبر 21, 2011 by Kawa Gharji

دخترمصری، برهنه می‌شوم تا باشم –  دختران افغانستان درزیرچادری مخفی اند تا زنده بمانند

علیا ماجده المهدی دختردانشجوی رشته علوم ارتباطات دانشگاه قاهره با قراردادن عکس های لخت خود دروبلاگ شخصی اش دراین چند روزگذشته سروصداهای زیادی رادرکشورهای مختلف برانگیخت.

اوانگیزه این اقدام اش رامبارزه باسانسورودفاع ازآزادی بیان واعتراض به نفوذ بنیادگرایان و فشارآنها برزنان به خاطرحجاب بیان نموده است.

دوستی بلاگ این خانم مصری راشب گذشته برایم فرستاد وامروزتعدادی ازآشنایانی که درکنارم بودند، با دیدن تصویراین خانم جوان به راحتی وساده گی تمام قضاوت کردند که بدون شک این دخترازیک خانواده بی غیرت است واگرپدروبرادری داردبایدهرچی زودترسراش را باچاقو ببرد…

دریک جمع بندی کلی کسانی که درنکوهش اقدام این جوان مصری تاکنون قلم زده اند را می توان به چند دسته زیرتقسیم بندی کرد.

الف: گروهی اقدام این دخترجوان مصری را یک اقدام افراطگرایانه وغیرمسوولانه می داند که هیچ سودی به نفع جنبش دمکراسی خواهی ندارد وباعث رشد اسلام گرایان می گردد.

ب: عده ای این اقدام را توهین به احساسات وباورها وعقاید مردم دانسته که باعث ترس لایه های محافظه کارجامعه مصرازجنبش اصلاحات می گردد.

ج: عده ای می گویند که انتشارعکس های لخت چی ربطی به آزادی خواهی و…. دارد.

د: عده ای این اقدام را به سیاست های – به اصطلاح – اسلام ستیزانه انگلیس وامریکا ربط داده و نوشته اند که این کشورها می خواهند انقلاب اسلامی مصری ها را منحرف کند واین باربه شکل دیگری به اسلام و مسلمانان توهین نمایند.

ه: عده ای دیگری پا را ازاین هم فراترگذاشته وخواهان اجرای شریعت اسلامی وسنگساراین دختر جوان مصری شده اند و دلیل آن را هم تشویق مردم به فسق و فجوروتوهین به ادیان ذکرکرده اند.

اقدام این دخترجوان مصری درست چند روزبعد ازآن صورت می گیرد که حزب «سلفی نور» یکی از کاندیدان زن این حزب را معرفی نمود ودرپوسترانتخاباتی اوعکس یک گل را قرار داد و درپوستر دومی عکس گل را حذف کردند وعکس همسراین نامزد انتخاباتی را قراردادند.

باانتشاراین پوسترانتخاباتی هیچ واکنشی ازسوی محافل مدنی ودمکراسی خواه درمصروکشورهای دیگرنشان داده نشد. این اقدام حزب «سلفی نور» درمصروسکوت محافل مدنی دراین مورد را می توان  اززاویه های مختلف دید.

–         می توان سکوت محافل سکولار و اصلاح طلب را ترس ازنیروهای بنیاد گرای اخوان المسلیمن دانست .

–         می توان دلیل آن را احترام به عقاید وباورهای این حزب واعضای آن دانست و می توان آن را عادی شدن نقض حقوق زن و بی احترامی به زنان درکشورهای اسلامی قلمداد کرد.

شنیدن اخبارشرکت نکردن زنان درانتخابات ونداشتن حق رای و حق رانندگی و حق طلاق وهمچنان  سنگسار وبه بد دادن زنان درکشورهای اسلامی برای اکثرمردم جهان عادی شده است. به خاطرعادی شدن بی احترامی به حقوق زنان است؛ که این اقدام حزب  «نور» درهیچ نشریه ای انعکاس نکرد. استفاده ابزاری اززنان درانتخابات چیزتازه ای نیست و ما هم همین مشکل را درافغانستان داریم.

 از این که بگذریم، سوال اینجاست؛ زنی که نمی تواند حتی عکس اش را درپوستر تبلیغاتی اش انتشار دهد، وقتی نماینده مجلس شود، چگونه می تواند درکنارمردان به مشکلات موکلینش رسیده گی نماید؟

استدلال های که در بالابه آن اشاره کرده ام هم قابل درنگ است. چگونه می توان قبول کرد که یک حزبی با استفاده ابزاری از یک زن در پوسترانتخاباتی اش عکس شوهر اش را قرارمی دهد و یا اکثر احزاب اسلامی در کوشش اند  قوانینی را به تصویب  برسانند که به مردان حق می دهدهمسران متعدد داشته باشند ویا سنگسار و قطع دست و پا و … را قانونی نمایند.  این مسایل ازنظر بسیاری ها اصلا قابل توجه وافراطی گرایانه تلقی نمی شود و تازه ازهمه مردم هم می خواهند که به این خواسته ها احترام بگذارند ولی انتشارچندعکس لخت توسط یک دختراین همه شروشور را به پا می کند و افراطی گرایانه تلقی می شود.

چراپایه های این دین به نظرمدافعان آن اینقدرسست است که با انتشارچندعکس لخت یک دختر جوان مصری می لرزد و فغان آنها از ایران تا مصر وامریکا را پرمی کند؟

چرامسلمانان باید هراقدامی را توهین به دین تلقی کنند وباتوجه به این که این دخترمصری به صورت روشن می گوید که به دین اعتقاد ندارد ، چرا پذیرش حق انتخاب دین و فکر و راه و روش برای اکثر مسلمانان اینقدر دشوار است؟

چگونه می توان مردی رابا غیرت نامید که درهمه پرسی و یا تصویب قانونی شرکت کند که به شوهر خواهرش اجازه دهد سه زن دیگر بگیرد و یا خواهرش را از مکتب رفتن منع کند و یا …و در فردای پیروزی یک انقلاب خونین همین مساله را شعار بدهد؟

چرا باید هر انقلاب اسلامی بلای جان آزادی های زنان گردد؟

شاخصه های قضاوت ما،درمورد این دختر ازکجا نشات می گیرد؟ چگونه ما می توانیم مبنای قضاوت خود را بر اساس دین و فرهنگ و سنت ها بگذاریم، وقتی خود این دختر علیه همین مسایل شوریده است؟

چرا این مردانی که رگ های غیرت شان با دیدن تصویر لخت یک دختردرانترنت می پندد ازتصور لخت شدن یک دخترنابالغ افغانستانی، ایرانی، عربی و …که هرروز دررسانه ها درمورد ان میخوانیم ،دربستر شادی های پشم الودی چون محسنی و …عریان می شوند تا شهوت حیوانی و مریض گونه آنها را ارضا کند، لحظه به فکر فرو نمی روند؟

علیا خود درجواب مخالفان اش دروبلاگ اش می نویسد:

«نخست درباره زنانی که در آغاز دهه ۷۰ میلادی در دانشکده هنرهای زیبا به عنوان مدل در برابر نقاشان مرد لخت می‌شدند، قضاوت کنید و کتاب‌های هنری را پنهان کرده، مجسمه‌های برهنه را بشکنید، سپس در برابر آینه لخت شوید و بدن‌های خود را که با دید تحقیرآمیز به آن‌ها نگاه می‌کنید به آتش بکشید تا پیش از فرستادن اهانت‌هایی با مضمون تبعیض جنسی به من و نفی حق آزادی بیان من، برای همیشه از عقده‌های جنسی خود رها شوید.»

برهنگی را می توان نمادی از حاکمیت انسان بر تن اش دانست و درجایگاه سموبلیگش دما سنج دمکراسی و ازادی و نبودن سانسوردر یک کشور تعبیرکرد. ازادی و دمکراسی ای که محمد بو عزیزی با اتش زدن خویش در تونس و علیا با عریان نمودن بدن خود در مقابل تکفیر هزاران انسان تحقیر شده که حقارت خود رادر پشت دین وسنت ها پنهان می کنند وازدیدن تصویرتحقیر شده خویش در ایینه  می شرمند ارزومند آن است.

امادرافغانستان چی می گذرد؟ دو هفته قبل خبرسنگسارویا تیرباران شدن مادرودختری را درولایت غزنی شنیدم. مادرو دختری که شوهر و بچه هایش را درسگ جنگی های سالهای گذشته از دست داده و به خاطر پیدا کردن لقمه نانی مجبور به کارهای مختلفی بودند. بگذریم ازاینکه دراین چهارانتخاباتی که درده سال گذشته برگزارشده ونیم ازرای دهندگان را زنان تشکیل می دادند، هیچ زنی نتوانسته به اندازه یک مردی درهمان ولایت رای کسب نماید و دلایل آن هم برای همه روشن است. اخبار مبادله کردن زنان با خر و فروش زنان، بریدن بینی و گوش و اتش زدن زنان و خشونت علیه انها در افغانستان مقام اول را در تمام جهان دارد.

دراعتراضات، شورش ها وانقلاب های که دراین چند ماه اخیردرکشورهای عربی به وقوع پیوست، احزاب مختلف اسلامی کوشش نمودند ازوضعیت سوء استفاده نموده و افکار قرون وسطایی خود را حاکم نمایند و تا جایی موفق هم بوده اند.

–         تونس می خواهد قانون اساسی جدیدی تدوین کند که بر خواسته ازقانون شریعت اسلامی باشد ومصرهم همین مطلب را بارها اعلام نموده است.

–          درلیبی دراولین روزپیروزی انقلاب خونین که مملو ازجنایات ضد بشری و با حمایت کشورهای دیگر صورت گرفت، شورای انقلابی اعلام نمود که چند همسری را به رسمیت خواهد شناخت و قوانین شریعت اسلامی را حاکم خواهد کرد. این می تواند زنگ خطر جدی برای زنان در این کشور باشد و بدون شک زنان اولین قربانیان تحولات اخیردرکشورهای عربی خواهد بود.

قرارگزارش بی بی سی وآمارها وعکس های منتشر شده دررسانه های مختلف دراین چند ماه اخیر نشان می دهد که تعداد زنانی محجب با روسری و چادردرمصر رو به افزایش بوده و گرایش به سکولاریسم درجامعه مصر که ازاوایل قرن بیستم تا نیمه دهه 1970 پیوسته رو به افزایش بوده هر روزکمتر می شود و با سقوط حسنی مبارک گروه های بزرگی ازبنیاد گرایان وهابی و سلفی ازعربستان با امکانات و پول بیشمار به مصرآمده اند.

 درزیرخواندن مصاحبه علیاماجده المهدی دختر مصری را که با «سی ان ان» داشت به شما پیشنهاد می کنم:

اشاره: عکس های نشرشده این دخترعکس های «پارنو» نیست بلکه به شیوه ای عکس های آن عکاس مشهورامریکایی – اسپنسر تانیک- است که علیه مسایل نژادی وجلب توجه مردم به خطر آب شدن یخ های قطب و …کارمی کند و تا هنوزسه فلم درمورد کارهایش ساخته شده است.

گفت ‌و‌گو با علیا ماجده المهدی: (برهنه می‌شوم تا باشم)

برگردان: نون- الف

وبلاگ‌ نویس مصری، علیا ماجده المهدی، این روز‌ها تبدیل به فردی شده که درخاورمیانه و درهر خانه ‌ای نامش به گوش می‌خورد. او هم اکنون یک جنجال جهانی رابرانگیخته است. دلیل این این جنجال عکس‌های برهنه ‌ای است که اوازخود درفضای مجازی منتشر کرده است. از این روتحت پوشش رسانه‌ ای گسترده قرار گرفته و خشم بسیاری را درمصربرانگیخته است.

این کاراوهمچنین لیبرال‌ها را نگران کرده تا مبادا پس ازانتخاب احتمالیهفته آینده، در این کشور برچشم‌ اندازسیاسی آن‌ها تاثیر بگذارد. علیا ماجده المهدی خودش را آتئیست می‌خواند. او پنج‌ماه گذشته را با دوست پسرش زندگی کرده که یک وبلاگ‌ نویس به نام کریم عامر است. کریم سال ۲۰۰۶ به دلیل انتقاد از اسلام و توهین به رئیس‌ جمهورسابق، حسنی مبارک، به چهارسال زندان محکوم شد.

(C N N) گفت‌و‌گوی اختصاصی با علیا ماجده المهدی انجام داده است که در زیر می توانید بخوانید.

سوال: به چه دلیل عکس برهنه ازخودت روی انترنت منتشرکردی و چرا درآن عکس جوراب ساق بلند زنانه مشکی و کفش‌های پاشنه بلند قرمز به پا داشتی؟

علیا ماجده المهدی: پس از اینکه عکسم از روی فیس‌ بوک حذف شد، یکی از دوستان مذکرم ازمن پرسید: آیا می‌توانم عکست راروی توییترمنتشر کنم یا نه؟ من پذیرفتم چرا که اززن بودن خود شرمنده نیستم، آن هم درجامعه ‌ای که زنان درآن چیزی نیستند جزابژه‌های جنسی که هرروز مورد آزارو اذیت مردانی قرار می‌ گیرند که هیچ چیز راجع به سکس واهمیت زن نمی ‌دانند. این عکس برای من نوعی «بیان بودن» است. من بدن انسان را بهترین فضای بازنمایی هنری این موضوع می‌بینم. من عکس را شخصاً با استفاده از تایمر دوربینم گرفتم. رنگ‌های قوی قرمز و مشکی روی من تاثیرگذار بودند.

سوال: درون بدنی که در آن‌‌ عکس برهنه می‌بینیم واقعاً چه کسی هست؟

من می‌ خواهم متفاوت باشم. عاشق زندگی‌ ام و بیش از هر چیزی عاشق هنر، عکاسی و بیان اندیشه‌ های خود از طریق نوشتن هستم. به همین خاطر بود که در رشته مطالعات رسانه‌ها درس خواندم و امیدوارم بتوانم به جهان تلویزیون راه پیدا کنم تا از آن طریق بتوانم حقیقت را به نمایش بگذارم.  در برابر دروغ‌ های بی ‌شماری که هر روز در این جهان بار آن را بر دوش می‌کشیم، من تصور نمی ‌کنم که تنها راه بچه ‌دار شدن و ازدواج باشد، من فقط به عشق باور دارم.

سوال: واکنش والدین مسلمان شما چه بود؟

احساس آن‌ها نسبت به زندگی با دوست پسرت بدون آیین ازدواج چیست؟

آخرین بار ۲۴ ساعت پیش با آن‌ها حرف زدم. مایلند که از من حمایت کنند و به من نزدیک ‌تر شوند؛ خصوصا پس از انتشار عکس‌ها، اما هنوز هم «کریم» را متهم می‌ دانند که من را شست ‌وشوی مغزی داده است. اما او تمام مدت از من حمایت کرده است. من چندماه پیش به خاطر این‌ که والدینم سعی کردند زندگی‌ ام را از طریق عدم پرداخت شهریه دانشگاهم کنترل کنند، از «ای‌ یوسی» دانشگاه آمریکایی قاهره اخراج شدم.

سوال: رسانه‌ها به تو می‌ گویند انقلابی؛ اما تو در ماه فوریه در طول مدت ۱۸ روزِ انقلاب در میدان تحریر نبودی. آیا جدا از عکس برهنه ‌ای که در فضای مجازی گذاشتی، روحیه سیاسی در تو وجود دارد؟

من هرگز سیاسی نبوده ام. بار اول در روز ۲۷ ماه مه ‌به تظاهرات پیوستم چرا که احساس می‌ کردم به حضور و تصمیم‌ گیری من نیاز هست. باید آینده مصر را عوض می‌کردیم و از این رو دیگر ساکت نماندم. اینجا لازم است که روشن کنم من جزئی از جنبش ششم آوریل (گروهی سیاسی در مصر که از پیشروان انقلاب در مصر بودند) نیستم چرا که اخیراً شایعاتی در این زمینه توسط حزب دموکراتیک ملی مبارک شنیده می‌شود. آنها می‌خواهند روی بازخوردهای عکس سرمایه‌گذاری کنند.

من از زن بودن خود شرمنده نیستم، آن هم در جامعه‌ ای که زنان در آن چیزی نیستند جز ابژه‌های جنسی که هر روز مورد آزار و اذیت مردانی قرار می‌گیرند که هیچ چیز راجع به سکس و اهمیت زن نمی‌ دانند. این عکس برای من نوعی «بیان بودن» است.

چیزی که مرا شگفت‌ زده کرد بیانیه جنبش ششم آوریل بود که در آن مشخص کرده بودند که علیا ماجده المهدی جزئی از سازمان ما نیست و اینکه آن‌ها آتئیسم را اصلاً قبول ندارند. کجاست آن لیبرالیسم و دموکراسی ای که مدعی‌ اش بودند؟ آن‌ها برای جاه‌ طلبی‌های سیاسی خود تنها آنچه را می ‌گویند که جامعه می‌خواهد.

سوال: نظرشما راجع به آزمایش اجباری باکره گی چیست که ارتش مصر از ده‌ها دختری می‌گیرد که در میدان تحریربازداشت شده اند؟

به اعتقاد من این موضوع دقیقاً نوعی تجاوز است. در درجه اول آن ارتشی‌هایی که این تست را انجام می‌دهند باید مجازات شوند چرا که بدون رضایت دختر‌ها چنین کاری را انجام داده‌اند، اما به جای آن دختر‌ها باید شرمنده باشند و بسیاری از آن‌ها به اجبار سکوت کنند.

سوال: آیا در این انقلاب جنسی، تو سکس ایمن را هم تجربه کردی؟

اغلب مصری‌ها درباره سکس پرده ‌پوشی می‌ کنند، چرا که با این تفکر بزرگ می‌ شوند که سکس چیز بدی است و کثیف است و در مدارس هیچ حرفی از سکس زده نمی‌ شود. سکس برای اکثریت فقط مردی است که از زنی استفاده می‌کند و هیچ ارتباطی بین آن‌ها نیست و بچه‌ها تنها بخشی از این معادله ‌اند.

برای من اما سکس بیان احترام است؛ دغدغه ‌ای برای بیان عشق که در سکس جمع می‌ شود تا هر دو طرف را راضی کند. من سکس ایمن را تجربه کرده‌ ام، اما قرص نمی‌ خورم چرا که مخالف سقط جنین هستم. از دست دادن بکارتم در سن ۱۸ سالگی برای من همراه با لذت بود، چرا که با مردی بودم که عاشقش بودم و ۴۰ سال از من بزرگ‌ تر بود. کریم عامر مرد دوم زندگی من است و دومین عشقم.

سوال: وضعیت زنان را در «مصر جدید» چطور می ‌بینی و آیا اگر انقلاب به موفقیت نرسد کشورت را ترک می‌ کنی؟

من ابداً نسبت به انقلاب مثبت فکر نمی‌ کنم تا زمانی که شاهد فوران یک انقلاب اجتماعی نباشیم. زنان زیر سایه اسلام تنها ابژه‌هایی برای استفاده خانگی‌اند، اما من جایی نمی‌ روم و تا آخر علیه تبعیض‌ها خواهم جنگید. زنان بسیاری حجاب به سر می ‌کنند تنها به خاطر فرار از آزار و اذیت هنگام راه رفتن در خیابان‌ها. من از این متنفرم که جامعه به روی همجنس‌ گرایان برچسب غیرعادی می‌گذارد. تفاوت که غیر عادی نیست!

سوال: برنامه آینده‌ات با کریم چیست و فکر می‌ کنی ادامه کلنجار رفتن با این گرفتاری جدید بدنامی برایت سخت باشد؟

دراین ماجرا پی بردم که دوستانم واقعاً چه کسانی هستند و کریم را دارم که مرا عاشقانه دوست دارد. او به عنوان ناظر رسانه‌ ای مشغول به کار است و من نیز به دنبال کار می‌گردم. از چیزهای ساده در زندگی استقبال کرده‌ ام و به هر کلمه‌ ای که می‌ گویم اعتقاد دارم. دوست دارم در خطر زندگی کنم و تحت فشار همه تهدید‌ هایی باشم که به گوشم می ‌رسند تا آنجا که آزادی واقعی ‌ای را به دست بیاورم که همه مصری‌ها برای آن می‌جنگند و روزانه برای آن می ‌میرند.

منبع: (سی‌ ان ‌ان)

Advertisements

خانه ام آتش گرفته ست ….(مهدی اخوان ثالث)

Posted in Uncategorized on نوامبر 3, 2011 by Kawa Gharji

خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی جانسوز

هر طرف می سوزد این آتش

پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود

من به هر سو می دوم گریان

در لهیب آتش پر دود

وز میان خنده هایم تلخ و خروش گریه ام ناشاد

از درون خسته ی سوزان

می کنم فریاد ، ای فریاد ! ی فریاد

خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی بی رحم

همچنان می سوزد این آتش

نقشهایی را که من بستم به خون دل

بر سر و چشم در و دیوار

در شب رسوای بی ساحل

وای بر من ، سوزد و سوزد

غنچه هایی را که پروردم به دشواری

در دهان گود گلدانها

روزهای سخت بیماری

از فراز بامهاشان ، شاد

دشمنانم موذیانه خنده های فتحشان بر لب

بر من آتش به جان ناظر

در پناه این مشبک شب

من به هر سو می دوم گریان

ازین بیداد

می کنم فریاد ، ای فریاد ! ای فریاد

وای بر من ، همچنان می سوزد این آتش

آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان

و آنچه دارد منظر و ایوان

من به دستان پر از تاول

این طرف را می کنم خاموش

وز لهیب آن روم از هوش

ز آندگر سو شعله برخیزد ، به گردش دود

تا سحرگاهان ، که می داند

که بود من شود نابود

خفته اند این مهربان همسایگانم

شاد در بستر

صبح از من مانده بر جا

مشت خاکستر

وای ، آیا هیچ سر بر می کنند از خواب

مهربان همسایگانم از پی امداد ؟

سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد

می کنم فریاد ، ای فریاد ! ای فریاد